X
تبلیغات
متعه ، ازدواج موقت
متعه ، ازدواج موقت
متعه 

ابتدا زن می‌گوید:

 

«زَوَّجتُکَ نَفْسی فی المُدَّةِ الْمَعْلوُمَه عَلَی الْمَهْرِ الْمَعْلوُم» (خودم را به تو تزویج کردم برای مدت معین با مهر معین)

 

بعد مرد می‌گوید:

 

«قَبِلْتُ» (قبول کردم)

[ ] [ ] [ ]

سخنى درباره ازدواج موقّت

عنوان: سخنى درباره ازدواج موقّت
به قلم: حضرت آيت الله العظمي مکارم شيرازي(مد ظله العالي)

ازدواج موقّت يک ضرورت اجتناب ناپذير اجتماعى است
ازدواج موقت چيست؟

چرا ازدواج موقت يک ضرورت اجتماعى است؟

مشکل جنسى جوانان

فلسفه ازدواج موقت

يک نکته مهم ديگر

اما تکليف فرزندان «ازدواج موقت»

ازدواج مسيار!

نتيجه بحث  


ازدواج موقّت يک ضرورت اجتناب ناپذير اجتماعى است

 در اينجا بحثى درباره «متعه» و پاسخ بسيارى از ايرادهايى که از عدم توجه به فلسفه، و شرايط، و حدود و قيود آن ناشى مى شود، را بيان مى کنيم.
اخيراً در پاره اى از نشريات يک بحث به اصطلاح علمى درباره «ازدواج موقت» تحت عنوان مسأله اى به نام «صيغه»! مطرح شده بود که نمونه کاملى از دخالت افراد غير صلاحيت دار در مسائل حقوقى و مذهبى بود.
گردانندگان اين مجله ضمن سفسطه ها و فريب کارى هاى روشنى خواسته اند درباره اين قانون اسلامى دست به سمپاشى زده و آن را طور ديگر جلوه دهند.
نظر به اينکه آنها تنها کسانى نيستند که روح اين قانون عالى اسلامى را درک نکرده اند، بلکه در گوشه و کنار افراد زيادى پيدا مى شوند که بر اثر تبليغات مسموم يا سوء استفاده هايى که از اين قانون شده چنان تصور مى کنند که ميان «فحشا» و «ازدواج موقت» هيچ گونه فرقى جز در لفظ نيست!
حتى اگر به کسى «فرزند صيغه» يا «ابن الصيغه» گفته شود، درست مثل اينکه او را فرزند نامشروع و زنا زاده خطاب کرده باشند، ناراحت مى گردد، بنابراين آنها نتيجه مى گيرند فحشا و ازدواج موقت هر دو بايد به طور مساوى محکوم و ممنوع اعلام گردد.
لذا لازم دانستيم اين مسأله را به صورت واضح و فشرده و دور از هر گونه تعصب مطرح کرده و نقاط مبهم و تاريک آن را روشن سازيم تا هم برادران اهل سنّت و هم افراد ناآگاه در محيط بدانند اين قانون اسلامى يک حکم کاملا مترقى و اصلاحى است که اگر به طور صحيح و با تمام شرايط و قيود آن اجرا گردد عامل بسيار مؤثرى براى ريشه کن کردن (فحشا) و (انحرافات جنسى) است.

ازدواج موقت چيست؟

 ازدواج موقت که در افواه «عوام» به نام «صيغه» مشهور شده از نظر قوانين اسلامى يک نوع قرارداد ازدواج است که با ازدواج «دائم» (ازدواجهاى معمولى) هيچ گونه فرقى جز در مسأله «محدود بودن مدت» ندارد.
در ازدواج موقت، مرد و زنى که ازدواج آنها با يکديگر بلامانع است با هم پيمان زناشويى مى بندند و عقد مى خوانند و تعيين «مهر» و «مدت» مى کنند، و فرزندى که از آنها به وجود مى آيد يک فرزند مشروع و قانونى (حلال زاده) و داراى تمام حقوق و مزاياى يک فرزند است.
پس از تمام شدن مدت ازدواج موقت، و جدايى دو همسر از يکديگر، زن بايد «عدّه» نگهدارد، يعنى پيش از گذشتن «مدت معينى» حق ندارد با مرد ديگرى ازدواج دائم يا موقت کند (مدت مزبور اقلا چهل و پنج روز تمام براى زنانى که عادت ماهانه نمى بينند و براى آنها که مى بينند دو بار قاعده شدن است).
بديهى است فلسفه نگه داشتن عدّه اين است که روشن شود که از شوهر اوّل نطفه اى در رحم زن منعقد شده است يا نه، چه اينکه اگر منعقد شده باشد در اين مدت آشکار مى شود، ناگفته پيداست که در صورت انعقاد نطفه بايد تا موقع وضع حمل از ازدواج با ديگرى خوددارى نمايد.
بنابراين اگر زن، قبل از گذشتن مدت مزبور که در واقع «حريم زوجيت» محسوب مى شود با ديگرى عقد ازدواج دائم يا موقت ببندد ازدواج او باطل و عمل او «عمل منافى عفت» (زنا) محسوب خواهد شد ومشمول تمام کيفرهايى است که در اسلام براى اين کار تعيين شده است.
از اين گفتار چنين نتيجه مى گيريم که تمام حدود ازدواج و شرايط همسرى که در «ازدواج دائم» وجود دارد بايد در «ازدواج موقت» رعايت گردد (به استثناى موضوع مدت).
فقهاى اسلام طبق مدارک اسلامى تصريح کرده اند که اين دو نوع ازدواج از نظر احکام هيچ گونه فرقى با هم ندارند جز در يک مورد و آن اينکه:
در ازدواج دائم «مسلمان» نمى تواند با «غير مسلمان» ازدواج کند، ولى ازدواج موقت مرد مسلمان با زن غير مسلمانى که از اهل کتاب است (مانند مسيحى و يهودى) مانعى ندارد. اما از نظر «آثار حقوقى» اين دو نوع ازدواج فقط در دو مورد با يکديگر فرق دارند:
1. در ازدواج موقت زن و مرد از يکديگر ارث نمى برند (ولى البتّه فرزند آنها از هر دو ارث مى برد).
تازه اين در صورتى است که در عقد، شرط ارث نکنند، بنابراين اگر هنگام اجراى صيغه عقد شرط نمايند که از يکديگر ارث ببرند اين حق براى آنها ثابت خواهد بود.
2. در ازدواج موقت، زن حق «نفقه» ندارد و تنها همان مهر خود را مى تواند بگيرد، ولى قابل توجه اينجاست که چون مهر حد معينى ندارد و از طرفى مدت اين ازدواج هم طبق قرارداد معلوم است، زن مى تواند با توجه به مقدار مدت، مخارج خود را پيش بينى کرده و به مقدار مهر بيفزايد، و شايد اينکه در اسلام دستور داده شده در اين نوع ازدواج «مهر» صريحاً در متن عقد ذکر شود براى مراعات همين نکته و امثال آن بوده است.
روى اين حساب اين دو مورد تفاوت حقوقى (يعنى ارث و نفقه) چون هر دو قابل تغيير و تابع طرز قرارداد است (حق ارث را با شرط کردن در متن عقد، و نفقه را از طريق اضافه نمودن مهر مى توان تأمين نمود) فاصله زيادى ميان اين دو نوع ازدواج از نظر آثار ايجاد نمى کند.
از توضيحات بالا اين نکته روشن گرديد که: افراد کم اطلاع يا مغرضى که مى گويند در ازدواج موقت زن به صورت يک «کنيز» يا يک «کالاى تجارتى» به فروش مى رسد و يا به صورت يک قاليچه يا يک دست لباس در مى آيد و به اجاره داده مى شود کاملا غير منطقى و نادرست و دور از حقيقت است.
کجاى قانون «ازدواج موقت» مى گويد زن به صورت کنيز و برده در آيد يا مانند يک کالا فروخته يا اجاره داده شود؟!
آيا ازدواج موقت جز يک «پيمان دو جانبه زناشويى» منتها براى مدت معين، با رعايت تمام شرايط، چيز ديگرى هست؟ و آيا اين پيمان دو جانبه با ساير قراردادها و پيمانها از نظر حقوقى تفاوتى دارد؟!
اين، نهايت بى انصافى است که انسان قضاوت نسنجيده اى درباره موضوعى که يک وسيله مؤثرى براى مبارزه با فساد اجتماعى است (چنانکه خواهد آمد) بنمايد و آن را طور ديگرى جلوه دهد.
مگر نه اين است که در ازدواج موقت طرفين با رضايت کامل و آزادى اراده و اختيار و بدون هيچ گونه اجبار اقدام به بستن اين قرارداد دوجانبه مى نمايند؟
با اين حال آيا نام ازدواج موقت را «يک جور جواز شرعى آدم فروشى» گذاردن ناشى از بى اطلاعى يا سوءنيّت يا هر دو نيست؟
آيا اگر ما جلوى اين قانون را که اجراى صحيح آن مى تواند فحشا را به مقدار قابل توجهى از بين ببرد بگيريم، و به جاى آن بساط ننگين «روسپى گرى» را پهن کنيم خدمتى به جنس زن کرده و او را از اسارت و بردگى نجات داده ايم؟
نکته جالب توجه اينکه در مورد تعبير به «اجاره دادن زن» که عدّه اى از مخالفان ما روى آن تکيه کرده اند، طبق تصريح فقهاى ما اگر صيغه عقد متعه را به لفظ اجاره بخوانند يعنى زن بگويد اجرتک نفسى (خودم را به تو اجاره دادم...) باطل است، و از اين موضوع به خوبى روشن مى شود که روح عقد ازدواج موقت با روح اجاره کاملا مباينت دارد به دليل اينکه اجراى عقد با لفظ اجاره قطعاً باطل است.
سوء استفاده را نبايد به حساب قانون گذارد
ولى در اينجا يک نکته اساسى وجود دارد و آن اينکه با نهايت تأسف عدّه اى هوسباز و هوسران، از روى بى اطلاعى و بى بندوبارى، از اين قانون اسلامى که بر اساس يک حکم فطرى و ضرورت اجتماعى بنا شده و اجراى صحيح آن (همان طور که اشاره شد و بعداً توضيح داده مى شود) مى تواند به عنوان يک حربه مؤثر براى مبارزه با «فحشا» و بسيارى ديگر از مفاسد اجتماعى مورد استفاده قرار گيرد، آرى آنها از اين قانون مانند بسيارى از قوانين ديگر سوءاستفاده کرده و آن را وسيله اى براى اجراى نيات ناپاک و شهوت رانى بى قيدوشرط خود قرار داده اند.
تا آنجا که هر نوع فحشا و روسپى گرى را در پشت اين «ماسک» عملى ساخته اند، کار به جايى رسيده که معناى ازدواج موقت را به آن همه شرايط و قيود، به اين اندازه تنزل داده اند که هنگامى که يک مرد هوسباز با يک زن آلوده روبه رو مى شود تنها با گفتن يک جمله آن هم بدون هيچ گونه توجه به مفهوم و لوازم آن، فحشا با تمام کيفيّات ننگين آن مجاز گردد!
اين اعمال بى رويه و غلط دستاويزى به دست افراد مغرض داده تا در اين مورد به تبليغات مسموم خود ادامه دهند. و همين سبب شده که نام ازدواج موقت يا به قول عوام «صيغه» به قدرى مورد تنفر قرار گيرد که از دريچه چشم افراد بى اطلاع از قوانين اسلامى يک نوع جواز شرعى آدم فروشى شناخته شود، و حتى زنان و مردان مسلمان با ديده نفرت به آن بنگرند و آن را موجب تحقير مقام زن بشناسند.
ولى ما ضمن ابراز تأسف شديد از اين سوء استفاده ها يک سؤال داريم و آن اينکه اگر فرضاً يک قاضى از مقام خود و مصونيتى که در پناه قانون دارد سوء استفاده کند، و آن را وسيله اى براى سر کيسه کردن مردم يا تصفيه حسابهاى شخصى و امثال آن قرار دهد آيا بايد مسأله قضاوت را به کلى تعطيل کرد يا جلو سوء استفاده ها را بايد گرفت؟
يا اگر يک نويسنده براى پر کردن جيب خود از مقام شامخ نويسندگى سوء استفاده نموده و دست به اغفال مردم، تحريک شهوات، خلق سوژه هاى دروغ جنجالى، و دلالى براى مقامات مختلف کند، آيا بايد جلوى آزادى قلم و مطبوعات و نشريات مفيد و سودمندى که مايه بيدارى افکار مردم است به کلى گرفته شود، يا قلم سوء استفاده چى را بايد شکست؟!
کدام منطق و کدام عقل اجازه مى دهد که جلوى قوانين و مقررات سودمند به خاطر سوء استفاده عده اى گرفته شود؟ آيا به خاطر يک بى نماز يا صد نفر بى نماز درب مسجد را مى بندند؟
اصلا کدام قانون و کدام مقام است که از آن سوء استفاده نشده است؟ آيا بايد جلوى سوء استفاده ها را گرفت يا قوانين را در هم کوبيد؟ مسلّم است هر فرد عاقلى راه اوّل را انتخاب مى کند.
خلاصه اينکه اين اشتباهات هيچ گونه تأثيرى در ماهيت و نتايج و آثار مفيد اين قانون اسلامى نمى تواند داشته باشد، بايد اين قانون را اجرا کرد و جلوى سوء استفاده ها را هم گرفت.

چرا ازدواج موقت يک ضرورت اجتماعى است؟

 اين يک قانون کلى و عمومى است که: «اگر به غرايز طبيعى انسان به صورت صحيحى پاسخ گفته نشود براى اشباع آنها، به سوى راههاى انحرافى کشيده خواهد شد».
به همين دليل مى توان اصلاح و فساد اجتماعات را در اين دو جمله خلاصه کرد: اصلاح اجتماع يعنى رهبرى و اشباع صحيح غرايز و تأمين نيازمندى هاى روحى و جسمى از طريق درست، و فساد اجتماع يعنى عدم رهبرى و عدم اشباع صحيح آنها!
اين موضوع نيز قابل انکار نيست که غرايز طبيعى را نمى توان از بين برد (و نبايد هم از بين برد)(1) تنها مى توان جريان آنها را تغيير داد.
بنابراين راه صحيح براى مبارزه با مفاسد اجتماعى اين است که غرايز انسان و نيازمندى هاى روحى و جسمى او را درست بشناسيم و آنها را به طور معقول اشباع نماييم.
بديهى است هر گونه اشتباه و گمراهى در اين قسمت سرانجام منجر به يک فساد و بحران اجتماعى خواهد گرديد.
بد نيست براى روشن شدن اين واقعيت، يک مثال بزنيم:
انسان پس از يک رشته فعاليت مداوم و يکنواخت و کار خسته کننده نيازمند تفريح و سرگرمى و تنوع است.
تفريح و تنوع، حکم روغنکارى اعصاب خسته، و گردگيرى روح هاى پژمرده را دارد، و بدون آن، روح، نشاط خود را از دست مى دهد و يک حال عصبانيّت و ستيزه جويى و عصيان جانشين آن مى گردد.
بنابراين، مسأله سرگرمى و تفريح صورت يک ضرورت اجتماعى را پيدا مى کند که نسبت مستقيم با مقدار فعاليتهاى زندگى دارد.
حال اگر اين سرگرمى و تفريح از طريق سالم و مشروع تأمين نگردد و به اين نيازمندى طبيعى از طريق صحيح پاسخ نگوييم افراد به سوى سرگرمى هاى غلط و گمراه کننده جذب خواهند شد و منظور خود را از آن راهها تأمين خواهند نمود.

مشکل جنسى جوانان

 اکنون اين اصل کلى را درباره «غريزه جنسى» که به عقيده بسيارى از روانکاوان نيرومندترين غرايز انسان (يا لااقل يکى از نيرومندترين آنهاست) مورد بررسى قرار دهيم:
بارها جوانان اين موضوع را (کتباً يا شفاهاً) با ما در ميان گذارده اند که به عقيده آنان جوانان پاکدامن در اجتماعات کنونى در يک بن بست غير قابل حل از نظر امور جنسى قرار دارند، و براى پيدا کردن راه حل، از ما استمداد جسته اند.
مشکل جنسى جوانان (مخصوصاً در اجتماعات کنونى) بسيار جدى و قابل مطالعه است زيرا:
از يک طرف، عدم تمکن مالى اکثريت قريب به اتّفاق جوانان و مخصوصاً نوجوانان در برابر هزينه کمرشکن زندگى، و از آن بالاتر موضوع ادامه تحصيل که غالباً تا سن 20 و 25 سالگى طول مى کشد و دوران طغيان غريزه سرکش جنسى را به طور کامل فرا مى گيرد، به آنها اجازه ازدواج و تشکيل خانواده نمى دهد.
و از طرف ديگر «پارسايى مطلق» و ناديده گرفتن اين غريزه سرکش با امواج نيرومند و کوبنده اش که متأسّفانه بر اثر مناظر تحريک آميز کنونى شديدتر مى گردد بسيار دشوار و براى بعضى امکان پذير نيست.
حال مى گوييد چه بايد کرد؟ البتّه افراد بى بندوبار با پناه بردن به مراکز فحشا به گمان خود اين مشکل را حل کرده اند، ولى بايد ديد براى افراد پاکدامن و با ايمان چه راه حلّى وجود دارد؟
اين مشکل به صورت جدى تر در مورد دانشجويانى که به خارج مى روند خودنمايى مى کند، زيرا تنهايى، دورى از بستگان، و آزادى بى قيدوبندى که در مورد معاشرت دختران و پسران در بسيارى از کشورهاى اروپايى و آمريکايى وجود دارد، با توجه به طول مدت تحصيلات عالى در خارج، اين مسأله را به صورت پيچيده ترى در مى آورد.
در مورد افراد متأهل نيز مواردى پيش مى آيد که به حکم ضرورتهاى زندگى مجبورند به طور مجرد به سفرهاى چندين ماهه و يا بيشتر براى تجارت، مأموريت و مطالعات مختلف بروند و ماه ها دور از زن و فرزند بسر برند.
البتّه ضرورتهاى اجتماعى منحصر به اينها نيست و در موارد ديگرى نيز اين ضرورتها پيش مى آيد.

راه حل اين مشکل چيست؟

اين يک واقعيت محسوس است که چنين ضرورتهايى هميشه در جوامع انسانى بوده، و در زمان ما تشديد شده و جوانان را دربر گرفته است.
آيا مى توان اين واقعيت هاى روشن را ناديده گرفت و به دست فراموشى سپرد؟
آيا با جوابهاى بالا و جمله هاى چند پهلو مى توان چشم از روى حقايق بست؟
آنهايى که چشم و گوش بسته مى گويند «ازدواج موقت يک نوع جواز شرعى آدم فروشى است و مقام زن را پايين مى آورد» صريحاً به ما بگويند در جواب اين جوانان چه بايد گفت: آيا هرگز در عمر خود براى حل مشکل جنسى جوانان فکر کرده اند؟
آيا همه را مى توان به «پارسايى مطلق و چشم پوش از امور جنسى» در سنين جوانى دعوت نمود؟ البته انکار نمى کنيم ممکن است اين موضوع براى عدّه اى از جوانان که بهره بيشترى از خويشتن دارى و تسلط بر نفس دارند عملى باشد، ولى آيا براى همه آنها ممکن است؟ مسلماً نه وجداناً بگوييد شما که اين ايراد را درباره ازدواج موقت داريد دوران جوانى خود را چگونه پشت سر گذاشته ايد و اگر الان جوان و مجرد هستيد چه مى کنيد؟ ما نمى گوييم جواب اين سؤال را براى اطلاع عموم بنويسيد مى گوييم در پيشگاه وجدانتان به خودتان پاسخ دهيد.
آيا با اين طرز تفکر، شما راه حلى براى جوانان جز پناه بردن به مراکز فساد داريد؟ اگر داريد چرا پيشنهاد نمى کنيد؟
آيا فحشا و خودفروشى ننگين زن و آن وضع رسواى محله هاى بندنام شما (مى گوييم «شما» چون ساخته افکار غلط شماست) احترام به مقام و شخصيت زن مى باشد؟
آيا ايجاد اين گونه محلات (به طور آشکار يا مخفيانه) در بسيارى از شهرهاى دنياى امروز موجب الغاى بردگى زنان و از بين بردن جواز آدم فروشى است؟
ولى فراموش نکنيد تمام اين مراکز فساد و ننگ که اجتماعات امروز را لجن مال کرده آثار جنايتهاى شما و امثال شماست که به جاى نشان دادن يک «راه حلّ مثبت» براى اين مشکل اجتماعى، به «منفى بافى» دست زده ايد!
آيا شما با مخالفت ورزيدن نسبت به ازدواج موقت (با شرايطى که اسلام گفته و سابقاً اشاره شد) نه رسم صيغه! که شما مى گوييد و افراد بى بندوبار عمل مى کنند، جواز فحشا را عملا صادر نکرده ايد؟!
گاهى مى گويند: ازدواج موقت بايد از قانون مدنى کشور ما حذف شود; زيرا با روح «اعلاميه حقوق بشر» سازگار نيست!
ولى ما مى گوييم: اين چيزى که نامش را اعلاميه حقوق بشر گذارده ايد و هنوز ساده ترين مواد آن مربوط به الغاى تبعيضات نژادى در پيشرفته ترين کشورهاى به اصطلاح متمدن عملى نشده، در کجاى آن نوشته شده: «ازدواج موقت ممنوع و فحشا آزاد است»؟!
خواهش مى کنم ازاين روح اعلاميه بشر که شما پس از مرگ آن را احضار کرده ايد بپرسيد: مشکل جنسى جوانان را از چه راه بايد حل کرد؟ آيا او هم مثل شما دست به منفى بافى مى زند؟
آيا بهتر نيست به جاى آزادى روابط نامشروع، افرادى که مى خواهند با هم تماس داشته باشند پيمان ازدواج محدود و موقتى ببندندو تمام شرايط آن را در نظر بگيرند و رعايت کنند درست مانند زن و شوهرهاى دائمى در اين مدت متعلق به هم باشند و در يک محيط پاک زندگى زناشويى صحيحى کنند، و اگر فرزندى هم نصيب آنها شد متعلق به آنها باشد، کجاى اين قانون عادلانه و عاقلانه، بد است؟!

فلسفه ازدواج موقت

 از آنچه در بالا گفته شد فلسفه ازدواج موقت به خوبى روشن مى شود. اسلام راه حل مشکل جنسى را (مخصوصاً براى جوانان) و براى تمام کسانى که به علتى قادر به ازدواج دائم نيستند نشان داده و پيشنهاد مى کند که:
در اين گونه موارد زن و مردى که به هم علاقه دارند بدون اينکه زير بار تعهدات سنگين يک ازدواج دائم و هميشگى بروند، براى مدت محدودى عقد ازدواج موقت برقرار سازند. و آن را درست مانند يک ازدواج دائم محترم بشمرند، و زن «حريم زوجيت» را حتى پس از خاتمه آن مدت با نگهداشتن عدّه (اقلا 45 روز يا دو مرتبه قاعده شدن) کاملا رعايت نمايد.
بديهى است بار چنين ازدواجى مانند ازدواج دائم بر دوش انسان سنگينى نمى کند و طرفين مى توانند با شرايط سهل و آسانى به آن تن در دهند.
زيرا از يک طرف همسر اين ازدواج «شريک هميشگى زندگى» نيست، تا زن و مرد در انتخاب آن سختگيرى زيادى به عمل آورند.
و از طرف ديگر «نفقه» به طور رسمى در اين ازدواج وجود ندارد، تنها «مهريه» است که مقدار آن همان طور که اشاره شد به اختيار طرفين مى باشد.
به علاوه ازدواج موقت دردسر و کشمکشهاى طلاق را (به فرض عدم سازش) ندارد بلکه با پايان يافتن مدت، تمام مى شود، حتى مرد مى تواند باقيمانده مدت را به زن ببخشد و از حق خود صرف نظر کند و از او جدا گردد، و در صورت تمايل طرفين به آسانى (از طريق تجديد عقد براى مدت ديگرى) قابل تمديد است.
اينجاست که بايد گفت:
ازدواج موقت يک حربه مؤثر براى مبارزه با فحشا و بسيارى از انواع انحراف جنسى است و مى تواند قسمت عمده مشکل جنسى جوانان را حل کند و بسيارى از مفاسد اجتماعى که از اين رهگذر دامنگير کوچک و بزرگ مى گردد ريشه کن سازد.
طرز اجراى صيغه اين ازدواج مانند اجراى صيغه ازدواج دائم و همه دستورهاى اسلامى سهل و ساده است و در تمام کتابهاى «رساله هاى عمليه» نوشته شده، ولى بايد توجه داشت که اجراى همين مراسم ساده درست به منزله امضايى است که پاى سند قابل ملاحظه اى مى شود، بايد پس از امضا به تمام مقررات مربوط به آن وفادار بود.

يک نکته مهم ديگر

 ولى در اينجا يک نکته اساسى ديگر وجود دارد که به دقت بايد به آن توجه داشت و آن اينکه: اين برنامه در صورتى نتيجه مطلوب و مثبت خواهد داد که به طرز صحيحى اجرا گردد و مانند ازدواج دائم نظام خاصى داشته باشد و تحت انضباط قرار گيرد.
به اين معنا که در شرايط فعلى، بايد مشخصات مرد و زن در دفاتر مخصوصى ثبت شود و عقدنامه ازدواج موقت (که الآن هم در دفاتر اسناد رسمى موجود است و کمتر از آن استفاده مى شود) تنظيم گردد و يا طريق اطمينان بخش ديگرى براى طرفين در نظر گرفته شود.
به اين ترتيب پيش از گذشتن مدت عدّه، ازدواج ديگرى صورت نخواهد گرفت و قسمت مهمى از سوء استفاده ها از بين خواهد رفت.
بايد سازمانى براى نظارت بر اين موضوع تشکيل گردد، و اين سازمان علاوه بر نظارت کامل بر اين مسأله مهم، بايد راهنمايى هاى لازم را به طرفين بنمايد، و نيز به آنها بفهماند که پس از اجراى عقد ازدواج موقت، براى مدت معينى همسر يکديگر خواهند بود و به يکديگر تعلق خواهند داشت و بايد اصول زناشويى را محترم بشمارند.
مسلماً اگر اين مسأله به صورتى که در بالا گفته شد عملى گردد فحشا جز براى افراد بى بند و بار و لاابالى برچيده خواهد شد، و اين عيناً مضمون حديث جالبى است که از اميرالمؤمنين على(عليه السلام) در بحث نکاح اين کتاب ذکر شد.
در چنين شرايطى نه زن احساس حقارت و سرشکستگى مى کندو نه مرد خود را مالک و خريدار زن مى داند، نه از نظر اجتماع اين کار وهن آميز است و نه افراد شريف از آن اظهار تنفر خواهند نمود، بلکه مانند ازدواج دائم يک امر عادى و شايسته تلقى خواهد شد.
آيا راستى اين حکم عالى «يک جور جواز شرعى آدم فروشى» است؟ چرا بدون اطلاع، بدون هيچ گونه تحقيق درباره چنين مسأله مهمى قضاوت نموده و افراد بى خبر را اغفال مى کنيد؟

اما تکليف فرزندان «ازدواج موقت»

 تنها يک سؤال در اينجا باقى مى ماند که باز بر اثر عدم توجه به احکام «ازدواج موقت» روى آن جنجال فراوان شده و افراد غير مطلع به گمان خود آن را يکى از نقاط ضعف اين موضوع گرفته اند، درحالى که کوچکترين اشکالى در آن وجود ندارد و آن اينکه:
تکليف فرزندانى که ثمره چنين ازدواجى هستند چيست؟ آيا بچه هاى صيغه فرزندان مشروعى هستند؟ آيا آنها سرگردان و بلاتکليف نخواهند شد؟!
گمان مى کنيم پاسخ اين سؤال با توجه به مطالب فوق کاملا روشن باشد زيرا: فرزندانى که ثمره چنين ازدواجى هستند هيچ گونه تفاوتى با فرزندان ازدواج دائم ندارند و مشمول تمام حمايتهاى شرعى و قانونى يک فرزند عادى خواهند بود.
مخصوصاً با ثبت مشخصات مرد و زن در دفاتر مخصوص و تنظيم عقد نامه، نه بلاتکليفى براى چنين فرزندانى پيش مى آيد و نه سرگردانى.
ما تعجب مى کنيم اين همه فرزندان نامشروعى که بر اثر روابط نامشروع در اجتماعات کنونى (مخصوصاً کشورهاى اروپايى و امريکايى که طبق مدارکى که در دست است اين موضوع در آنجا به صورت ننگينى در آمده) فکر اين نويسندگان را ناراحت نکرده و گويا آنها را بلاتکليف و سرگردان نمى دانند، اما فرزندان ازدواج موقت که همه چيز آنها روشن است، پدر و مادر و شرايط ازدواج و حريم زوجيت بالاخره همه چيز آنها معلوم مى باشد و از يک نطفه پاک و در رحم پاک به وجود آمده اند، اسباب ناراحتى فکر اين آقايان شده است؟!
اين هم ناگفته نماند که از نظر قوانين اسلامى هيچ مانعى ندارد طرفين اگر مايل به داشتن فرزند نباشند با وسايلى از انعقاد نطفه جلوگيرى نمايند مخصوصاً در ازدواج موقت از اين نظر، آزادى مورد نظرشان در اين گونه موارد بهتر تأمين خواهد گرديد (ولى بايد توجه داشت سقط جنين پس از انعقاد نطفه ـ حتى اگر نطفه يک روزه باشد ـ به هيچ وجه جايز نيست و از نظر قوانين اسلامى مجازات سنگينى دارد که با تفاوت حالات جنين تفاوت پيدا مى کند).

 ازدواج مسيار!

 جالب اين که حتّى منکران ازدواج موقّت (يعنى غالب برادران اهل سنّت) هنگامى که تحت فشار جوانان و اقشار ديگر محروم قرار گرفته اند، تدريجاً به نوعى ازدواج ـ شبيه ازدواج موقّت ـ تن در داده اند و آن را «ازدواج مسيار» مى نامند، هر چند نام آن را ازدواج موقّت نمى گذارند، ولى در عمل هيچ تفاوتى با ازدواج موقّت ندارد; به اين ترتيب که اجازه مى دهند فرد نيازمند به ازدواج، با زنى ازدواج دائم کند در حالى که قصد دارد بعد از مدّت کوتاهى او را طلاق دهد و با او شرط مى کند که نه حقّ نفقه داشته باشد و نه شب خوابى و نه ارث! يعنى دقيقاً شبيه ازدواج موقّت، با اين تفاوت که در اين جا با طلاق از هم جدا مى شوند و در ازدواج موقّت با بخشيدن باقيمانده مدّت يا سرآمدن مدّت و هر دو از آغاز زمان محدودى را در نظر دارند.
و جالب تر اين که اخيراً بعضى از جوانان اهل سنّت که گرفتار مشکل ازدواج شده و در فشار بوده اند، از طريق اينترنت با ما تماس گرفتند که ما مى خواهيم در مسأله ازدواج موقّت از فتواى شيعه پيروى کنيم، آيا مانعى دارد؟
گفتيم: هيچ مانعى ندارد!
آنها که ازدواج موقّت را انکار مى کنند، ولى به «نکاح مسيار» روى مى آورند، در واقع اسمش را نمى آورند ولى خودش را مى آورند!
آرى «ضرورت ها» سرانجام انسان را وادار به پذيرش «واقعيّت ها» مى کند، هر چند نام آن را بر زبان نياورد.
بنابراين نتيجه مى گيريم آنها که اصرار بر مخالفت با ازدواج موقّت دارند، دانسته يا ندانسته جاده را براى فحشا صاف مى کنند، مگر اين که نوع مشابه آن، يعنى نکاح مسيار را پيشنهاد کنند و به همين جهت در روايات اهل بيت(عليهم السلام) آمده که «اگر با ازدواج موقّت اسلامى مخالفت نکرده بودند، هيچ کس آلوده زنا نمى شد».(2)
همچنين آنها که با سوء استفاده از «ازدواج موقّت» که براى ضرورت ها و نيازهاى واقعى محرومان تشريع شده، چهره آن را در نظرها زشت نشان داده و آن را وسيله هوس رانى خود ساختند، آنها نيز جاده را براى آلودگى جامعه اسلامى به زنا صاف کردند، و درگناه آلودگان شريک هستند، چرا که عملا مانع استفاده صحيح از ازدواج موقّت شدند.
به هر حال، اسلام که يک آيين الهى مطابق با فطرت آدمى است و تمام نيازهاى واقعى انسان ها را پيش بينى کرده، ممکن نيست مسأله ازدواج موقّت را در برنامه هاى احکام خود نگنجانيده باشد، و همان گونه که بعداً خواهد آمد، ازدواج موقّت، هم در متون قرآن مجيد آمده و اخبار نبوى، و عمل گروهى از صحابه نيز بر آن بوده است، منتها جمعى مدّعى نسخ اين حکم اسلامى هستند که خواهيم ديد دليل قانع کننده اى بر نسخ آن ندارند.

نتيجه بحث در پيرامون «ازدواج موقت»

 از بحثهايى که تاکنون درباره ازدواج موقت داشتيم چنين نتيجه مى گيريم:
ازدواج عبارت است از يک نوع علاقه و ارتباط خاص ميان زن و مرد که آثار مختلف حقوقى در بر دارد، ازدواج نيازمند به عقد مخصوصى است که با ايجاب و قبول تحت شرايط معينى انجام مى گيرد.
اگر ازدواج از نظر «مدت» هيچ گونه قيد و محدوديتى نداشته باشد «ازدواج دائم» صورت مى گيرد که براى هميشه باقى خواهد بود مگر اينکه چيزى از قبيل طلاق و امثال آن موجب از هم پاشيدن آن شود.
ولى اگر مدت آن معين و محدود ـ يک روز، يک ماه، يک سال يا بيشتر ـ باشد «ازدواج موقت و غير دائمى» خواهد بود، ولى از نظر مفهوم ازدواج و همسرى هيچ گونه فرقى ميان اين دو نيست، تنها تفاوتى که وجود دارد همان اختلاف طول مدت اين دو نوع از ازدواج مى باشد.
اين دو نوع ازدواج در بسيارى از احکام و آثار مشترکند، تنها در موارد محدودى با هم متفاوتند ولى اين تفاوت يک تفاوت اصولى و جوهرى نيست، بلکه مانند تفاوت صنف هاى يک نوع است مثل تفاوت نژاد سياه و سفيد، با حفظ وحدت کلمه و حقيقت. اين اختلاف کيفيت منحصر به عقد ازدواج، و شرکت دو انسان در زندگى، نيست بلکه نظير اين نوع اختلاف در انواع معاملات و مالکيت که به واسطه خريد و فروش به وجود مى آيد هست; مثلا گاه مى شود انسان معامله مطلق و بدون قيد و شرط انجام مى دهد، اثر چنين معامله اى مالکيت ابدى و هميشگى است که جز با يک وسيله اختيارى مانند خريدوفروش مجدد، هبه، صلح يا يک وسيله غير اختيارى مانند ورشکست شدن، مردن و امثال آنها، از بين نخواهد رفت.
ولى گاهى از همان اوّل، مالکيت، محدود به وقت معينى است به اين معنا که خيار فسخ يا انفساخ(3) در آن قرار داده شده، بديهى است عمر چنين ملکيتى کوتاه و محدود به همان مدتى است که در عقد تعيين گرديده (تا زمان فسخ يا انفساخ قهرى) و در هر حال اينها مطالبى است که عقل و شرع در آن اتفاق نظر دارند.
بنابراين، اى دانشمندان و اى علماى اسلام! و شما اى نويسندگان، اين همه سر و صدا درباره «متعه» که نوعى از ازدواج عادى است براى چيست؟ آيا اين مطلب جاى سرزنش دارد که شما هميشه به شيعه حمله و سرزنش مى کنيد؟
آيا اين بحث فشرده و کوتاه کافى نيست که شما را از برافروختن آتش عداوت در ميان مسلمانان باز دارد و وادار به انقياد و تسليم در برابر حق کند؟
به عزّت حق و شرافت حقيقت سوگند، من در آنچه گفتم جز از «حق» طرفدارى نکردم، و اگر انتقادى کردم تنها انتقاد من از باطل بود. تکيه گاه ما خداست و بازگشت همه ما به سوى اوست.
درباره عقد نکاح و ازدواج از نظر شيعه به همين قدر قناعت مى کنيم، البته بحثهاى زيادى درباره احکام نکاح، احکام اولاد، نفقه، انواع عدّه، و امثال آن باقيمانده که از عهده اين مختصر بيرون است و بايد در کتابهاى ارزشمند فقهى دانشمندان شيعه مطالعه نمود.
خوشبختانه انواع و اقسام کتابها در اين زمينه تأليف يافته: بعضى به قدرى مختصر و فشرده است ـ و در عين اختصار تمام ابواب فقه را از طهارت تا حدود و ديات در بر دارد ـ که تمام مسائل را در يک صد صفحه معمولى مطرح مى کند، در مقابل، بعضى به قدرى مشروح است که ابواب فقه را در بيست جلد (هر جلد به اندازه صحيح بخارى، و صحيح مسلم) جمع آورى نموده، مانند کتاب «جواهر» و «حدائق»، و در ميان اين دو نوع، حد وسط هايى نيز هست که از شمارش بيرون مى باشد.(4)
 

منابع:

1 . زيرا چنين اقدامى عاقلانه نيست و اين کار يک نوع مبارزه با قانون آفرينش است.
2. امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد : «لولا ما نهى عنها عمر ما زنى إلاّ شقىّ» (وسائل الشيعه، جلد 14، صفحه 440، حديث 24). در کتاب اهل سنّت نيز اين حديث به طور گسترده آمده است. قال على(عليه السلام): «لو لا ان عمر نهى عن المتعه ما زنى الاّ شقىّ» (تفسير طبرى، جلد 5، صفحه 119; تفسير درالمنثور، جلد 2، صفحه 140 و تفسير قرطبى، جلد 5، صفحه 130).
3 . «شرط انفساخ» يک نوع «شرط نتيجه» است که در فقه معروف مى باشد به اين معنا که طرفين معامله شرط مى کنند چنانچه فلان جريان پيش آيد و يا يکى از طرفين فلان کار را انجام دهد عقد خود به خود فسخ شود بدون اينکه محتاج به اجراى صيغه فسخ باشد.
4 . از جمله علوم اسلامى که سير تکاملى خود را نزد شيعه کاملا طى کرده است همين علم فقه مى باشد، راستى وسعت و نظم و دقت «فقه شيعه» بى نظير است و انسان تا از نزديک اين موضوع را بررسى نکند باور نخواهد کرد، انواع مسائل مشکل و پيچيده حتى فروع نادر فقهى در کتابهاى مبسوط فقه شيعه مورد بحث و بررسى کامل قرار گرفته، حتى در فروع و مسائل مستحدثه (مسائلى که در عصر ما مورد) ابتلا واقع شده مانند بيمه و سرقفلى و انواع شرکتها و حق چاپ و امثال اينها نيز کتابهاى متعددى تأليف يافته است، و اين موفقيت را شيعه در درجه اوّل مديون ائمه اهل بيت(عليهم السلام) مى باشد که باب اجتهاد را به روى شيعه گشوده و با روايات و احاديث خود انواع راهنمايى ها را نسبت به آنها نمودند.


منبع

[ ] [ ] [ ]

پرسش :
در كدام يک از آيات و روايات ازدواج موقت آمده؟ و چرا در زمان خليفه دوّم منع شد؟ و اگر درست و صحيح مي‏باشد چرا افراد اعتراض نكردند و در مقابل اين كار مقاومت نكردند؟


پاسخ :
يكي از قوانين درخشان اسلام از ديدگاه مذهب جعفري اين است كه ازدواج به دو صورت مي‏تواند انجام بگيرد دائم و موقت. ازدواج موقت و دائم در پاره‏اي از آثار با هم يكي هستند و در قسمتي اختلاف دارند، تفاوت اصلي و جوهري ازدواج موقت با دائم در اين است كه ازدواج موقت از لحاظ حدود و قيود "آزاد" است يعني وابسته به اراده و قرارداد طرفين است. در قرآن كريم آيه‏اي كه در مورد متعه (ازدواج موقت) نازل شده، آيه 24 از سوره نساء مي‏باشد كه اكثر قدماي مفسرين و تابعين آنها معتقدند كه آيه مورد نظر درباره ازدواج موقت مي‏باشد:[1]... فما ستمتعتم به منهن فأتوهنّ اجورهنَّ فريضة... يعني و زماني را كه متعه (ازدواج موقت) مي‏كنيد، واجب است مَهر آنها را بپردازيد.
رواياتي كه در مورد متعه در منابع روائي شيعه وارد شده بسيار است، علامه شيخ حرّ عاملي در كتاب وسائل الشيعه تقريباً 46 باب براي متعه ذكر كرده‏اند كه هر كدام از آن بابها در بيان چگونگي متعه اعم از اباحه، يا استحباب آن؟! در برخي موارد مي‏باشد و ما به عنوان نمونه به چند مورد از آن احاديث اشاره مي‏كنيم: 1- ابي‏بصير مي‏گويد از امام جعفر صادق (ع) درباره متعه پرسيدم: فرمودند آيه 24 سوره نساء فما ستمتعتم به منهن... دلالت بر حلال بودن متعه مي‏كند. 2- عبداللّه بن سليمان مي‏گويد از امام جعفر صادق (ع) شنيدم كه فرمودند: اگر عمر سبقت نمي‏گرفت و متعه را تحريم نمي‏كرد احدي، جز افراديكه سرشتشان منحرف است زنا نمي‏كرد.[2]
مسلمانان اتفاق نظر دارند كه در صدر اسلام ازدواج موقت مجاز بوده است[3] و رسول اكرم (ص) در برخي از سفرها كه مسلمانان از همسران خود دور ميافتادند و در ناراحتي بسر مي‏بردند به آنها اجازه ازدواج موقت مي‏داده است، و همچنين مورد اتفاق مسلمانان است كه خليفه دوم در زمان خلافت خود نكاح منقطع را تحريم كرد.[4] در مورد تصميم خليفه دوم احتمالات مختلف و تحليل‏هاي متعددي ممكن است ابراز شود، در اين ميان توجيهي كه علامه كاشف الغطاء بيان كرده‏اند قابل توجه است. ايشان مي‏فرمايند: خليفه از آن جهت به خود حق داد اين موضوع را تحريم كند كه، تصور مي‏كرد اين مسئله داخل در حوزه اختيارات ولي امر مسلمين است، و هر حاكم و ولي امري مي‏تواند با اختيارات خود بحسب مقتضاي عصر و زمان در اين‏گونه امور دخل و تصرف كند.[5] به عبارتي ديگر، نهي خليفه، نهي سياسي بود نه شرعي و قانوني، طبق آنچه از تاريخ استفاده مي‏شود، خليفه در دوره زعامت، نگراني خود را از پراكنده شدن صحابه در اقطار كشور تازه وسعت يافته اسلامي و اختلاط با ملل تازه مسلمان پنهان نمي‏كرد، تا زنده بود مانع پراكنده شدن آنها از مدينه بود، بطريق اولي از امتزاج خوني آنها با تازه مسلمانان قبل از آنكه تربيت اسلامي عميقاً در آنها اثر كند ناراضي بود و آن را خطري براي نسل آينده بشمار مي‏آورد و بديهي است كه اين علت امر موقتي بيش نبود، و علت اينكه مسلمين آن وقت زير بار اين تحريم خليفه رفتند اين بود كه فرمان خليفه را بعنوان يك مصلحت سياسي و موقتي تلقي كردند نه به عنوان يك قانون دائم. و الّا ممكن نبود خليفه وقت بگويد پيغمبر چنان دستور داده است و من چنين دستور مي‏دهم و مردم هم سخن او را بپذيرند.
ولي بعدها در اثر جريانات بخصوصي، سيره خلفاي پيشين، بالاخص دو خليفه اول يك برنامه ثابت تلقي شد و كار تعصب به آنجا كشيد كه شكل يك قانون اصلي بخود گرفت. به هر حال نفوذ و شخصيت خليفه و تعصب مردم در پيروي از سيره و روش كشور داري او سبب شد كه اين قانون در محاق نسيان و فراموشي قرار گيرد و اين سنّت كه مكمّل ازدواج دائم است و تعطيل آن ناراحتيها بوجود ميآورد براي هميشه متروك بماند.[6]
منابع ديگر جهت مطالعه بيشتر:
1. ترجمه تفسير الميزان، ج5 ذيل آيه 24 سوره نساء.
2. نظام حقوق زن در اسلام - شهيد مطهري.
3. زن در آئينه جمال و جلال - استاد جوادي آملي.


[1] . علامه سيّد محمد حسين طباطبائي، تفسير الميزان، زيل آيه 24 سوره نساء - ترجمه: سيد محمدباقر موسوي همداني، ج5، انتشارات اسلامي وابسته به جامعه مدرّسين، طبع 1346 هـ.
[2] . الشيخ محمد بن الحسن الحرّ العاملي - وسائل الشيعه الي تحصيل مسائل الشريعه، متوفي 1104 ه ج14 باب متعه دار احياء التراث العربي - بيروت، لبنان. علامه مجلسي، روضة المتقين في شرح من لا يحضر الفقيه، ج8، ص453، ناشر: بنياد فرهنگ اسلامي حاج محمد حسين كوشانپور المطبعة العلميه بقم المقدسه - و علق عليه و اشرف علي طبعه: سيد حسين موسوي كرماني، شيخ علي پناه اشتهاردي.
[3] . الفصول المهمه في تأليف الامد - الامام عبدالحسين شرف الدين الموسوي - ص 67و 66 و 62 - ويليها الكلمة الغراء في تفضيل الزهراء "عليها السلام" - چاپ مكتبة الداوري، قم، ايران. صحيح مسلم - الامام ابي الحسين مسلم بن الحجاج القشيري النيشابوري - ج2، ص 28 باب متعه - دار احياء التراث العربي - بيروت، لبنان.
[4] . الفصول المهمه ص66 / صحيح مسلم ج 2 ص 28 / تاريخ مفصل اسلام از طلوع اسلام تا عصر حاضر ج 1 ص 135 - نگارش و اقتباس عماد الدين حسين اصفهاني - چاپ كتابخانه اسلام 1337 هـ.
[5] . الفصول المهمه - ص 66 و 67.
[6] . نظام حقوق زن در اسلام - شهيد مرتضي مطهري ص 47 تا 51 - دفتر نشر فرهنگ اسلامي مهرماه1353 خورشيدي - رمضان 1394 قمري.

[ ] [ ] [ ]

آیا می‌دانید؟
 
دفاتر ازدواج حق ندارند بدون حکم دادگاه ازدواج مجدد را به ثبت برسانند.
 
 
آیا می‌دانید؟
 
عدم ثبت واقعه ازدواج جرم محسوب می شود و مرتکب به حبس تا یک سال محکوم خواهد شد.
 
 
آیا می‌دانید؟
 
اگر مردی در زمان عده طلاق همسر اولش، بخواهد ازدواج دیگری نماید باید با کسب اجازه از دادگاه باشد زیرا زوجه در این ایام هنوز همسر شرعی وی محسوب می‌‌شود.
 
 
آیا می‌دانید؟
 
به زنی که به عقد موقت مردی در آید و به زبان عامیانه صیغه وی شود، نفقه‌‌ای تعلق نمی‌‌گیرد مگر اینکه در زمان عقد موقت در این مورد توافقی صورت گرفته باشد.
 
 
آیا می‌دانید؟
 
حقوق فرزندان حاصل از ازدواج موقت از جمله نفقه – حضانت – توارث بر عهده پدر طفل می‌‌باشد.
 
 
آیا می‌دانید؟
 
در نکاح موقت هیچ یک از زوجین از یکدیگر ارث نمی‌‌برند.
 
 
آیا می‌دانید؟
 
مطالبه اجره المثل ایام زوجیت مستند به قانون می‌‌باشد.
 
 
آیا می‌دانید؟
 
اگر زوجه کارهایی را که شرعاً بر عهده وی نبوده و به دستور زوج و با قصد عدم تبرع (مجانی و بدون عوض نباشد) انجام دهد می‌‌تواند از دادگاه تقاضای دریافت اجرت المثل نماید.
 
 
آیا می‌دانید؟
 
زن وقتی می‌‌تواند مطالبه اجرت‌‌المثل نماید که تقاضای طلاق از طرف شوهرش باشد.
 
 
آیا می‌دانید؟
 
در تعیین اجره المثل ملاک وضع مالی مرد نیست بلکه دادگاه دستور به انجام کارشناسی صادر می‌‌نماید.

[ ] [ ] [ ]

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

1) امام صادق علیه السلام فرمودند :ازدواج موقت صحیح نیست مگر اینکه دوچیز در آن لحاظ شود یکی مدت معین و دیگری اجرت معین.

منظور از پاداش در آیه شریفه ؛ همان مهریه است که بعد از عقد زن میتواند با میل خود آنرا به مرد ببخشد.

النساء : 4 وَ آتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَةً فَإِنْ طِبْنَ لَکُمْ عَنْ شَیْءٍ مِنْهُ نَفْساً فَکُلُوهُ هَنیئاًمریئاً

مهر زنان را به آنها بدهید بدون اینکه از آنها چیزی را بخواهید

واگر زنان مقداری از مهر را با میل درونی به شما بخشیدند آنرا بخورید گوارا ی وجودتان باد.

 

 امام جعفرصادق علیه السلام چنین میفرمایند :

هیچ چیزرا ازما و برما تصدیق نکنید مگر آنچه که با کتاب خدا و سنت رسولش موافق باشد.

بنابرین باید روایت فوق را با متن شریف قرآن اثبات نماییم که از این قرار است :

نساء 24 فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَریضَةً

پس هر گاه از خانمها بهره جنسی بردید پاداش آنها را به آنها بدهید .

همان طور که در آیه 24 نساء قابل مشاهده است ، دو مطلب از اجزاء اصلی عقد موقت دانسته شده است یکی زمان بهره مندی ( فما استمتعتم ) و دیگری میزان اجر ( اجورهن)

بنابرین روایت امام صادق علیه السلام که میفرمایند فقط دو چیز شرط ازدواج موقت است یکی تعیین مدت و دیگری نعیین مهریه ، با این قرآن موافقت دارد.

از دقت در روایت حضرت و سایر روایات این مطلب نیز فهمیده میشود که قیدهایی همچون عربی بودن قرار داد شرط لازم در ازدواج موقت نیست .

____

1) المتعة (للشيخ المفيد)، ص: 9عن أبي عبد الله ع قال لا يكون متعة إلا بأمرين أجل مسمى و أجر مسمى

   

آموزش صیغه قرار داد عقد موقت :

 

همان طور که بیان شد نیازی نیست حتما صیغه عقد موقت به عربی باشد.

 پس از تعیین مهریه (مثلا هزار تومان) و زمان ( مثلا پنج دقیقه ) اگر زن نسبت به میزان مهر و مدت زمان اعلام رضایت بکند ، عقد بر قرار شده استو

اگر تمایل به احتیاط داشتید این چنین که نوشته شده رفتار کنید :

 

 مرد این جمله را بگوید :

من شما را بر طبق سنت رسول خدا صلی الله علیه وآله ؛ به این مال معلوم ودر این مدت معلوم به ازدواج موقت خودم در می آورم

خانم جواب بدهد : قبول کردم

متن عربی آن :

مرد بگوید : اَنکحتُکِ مُتعة ًعلی سنةِ رسول ِالله صلی الله علیه وآله بِالمال ِ المعلوم ِ فی المدة ِ المعلومة ِ

بعد زن بگوید: قبلت ُ هاکذا

 

 نکته :

1) برای خواندن صیغه قرار داد عقد نیازی نیست زن و مرد هم دیگر را ببینند. بلکه اگر صدای هم را بشنوند هر چند از راههای دور کفایت میکند .

2) یک نکته خیلی مهم این است که مهریه باید ارزش مالی و مادی داشته باشد .

3) بر اساس روایاتی که در ادامه بیان میشود ، باید مرد صیغه را بخواند و البته همانطور که گذشت باید قبل از خواندن صیغه قرار داد ، مدت آن و مهریه کاملا مشخص شده باشد.

4) بر اساس روایاتی که در ادامه بیان میشود ، رضایت زن به عقد موقت کفایت میکند و دیگر نیازی نیست که زن چیزی را در خطبه عقد به زبان جاری کند البته در روایتی امام صادق علیه السلام فرمودند بوسیله اینکه زن بگوید ( قبول دارم ) رضایتش مشخص میشود.

 

(مسائل دیگری نیز وجود دارد، مانند اینکه زوجین در عقدموقت از یکدیگر ارث نمیبرند مگر اینکه شرط کنند یا اینکه زن حق هم خابگی ندارد مگر اینکه شرط کنند ودر صورت دخول زن باید عده نگه دارد و مدت عده چه میزان است ؟ و دخول به چه معناست ؟ که هم میتوانید به رساله رجوع کنید وهم بنده برایتان جمع آوری کنم )

______

( چهارده روایت دیگر نیز به همین ترتیب خواندن عقد موقت را بر عهده مرد گذاشته اند که اهل فن به منبع ذکر شده رجوع کنند :

امام موسی کاظم علیه السلام میفرمایند :

کمترین جمله ای که برای خواندن صیغه کفایت میکند این است که( تو ای مرد ) بگویی من شما ( خانم ) را به ازدواج موقت خودم در می آورم در این مدت و به این مهریه .

 

مستدرکالوسائل 14 461 14- باب صیغة المتعة و ما ینبغی فیها

17292- 1- الشَّیْخُ الْمُفِیدُ فِی رِسَالَةِ الْمُتْعَةِ، عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ قُولَوَیْهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ حَاتِمٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِدْرِیسَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ یَقْطِینٍ قَالَ قَالَ أَبُو الْحَسَنِ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ ع أَدْنَى مَا یَجْتَزِئُ مِنَ الْقَوْلِ أَنْ یَقُولَ أَتَزَوَّجُکِ مُتْعَةً عَلَى کِتَابِ اللَّهِ وَ سُنَّةِ نَبِیِّهِ ص بِکَذَا وَ کَذَا إِلَى کَذَا )

 

[ ] [ ] [ ]

 به نام خدا 

 

 

ارتباط دختر و پسر قبل از ازدواج دائم کاملا جایز و صحیح و حتی در بعضی مواقع لازم و ضروری است ولی همون طور که خدا خواسته و گفته .

به این دو روایت توجه کنید :

 

 1) شخصی میگوید از امام صادق در مورد ازدواج موقت با دختران باکره پرسیدم

حضرت فرمودند ایا این کار برای غیر آنها قرار داده شده آنها هستند که باید به این وسیله خود را بپوشانند و با این کار حیا و عفت خود را حفظ کنند

2) شخصی میگوید : به امام صادق علیه السلام گفتم دختریست باکره ودر کنار پدر و مادر خود .او مرا به سمت خود فرا میخواند و(از من تقاضای ازدواج موقت دارد) این کار را از خانواده اش پنهان میدارد . ایا به در خواستش پاسخ دهم ؟ فرمودند بلی ولی از موضع فرج (الت تناسلی) او پرهیز کن . گفتم : هر چند راضی باشد ؟ فرمودند: هرچند راضی باشد چرا که این کار موجب بی آبرویی دختران است .

 

وروایات زیادی که در این زمینه داریم که همگی با آیه ( 24 سوره نساء) وفاق و همخوانی کامل دارند.

 

النساء : 24 فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَریضَةً وَ لا جُناحَ عَلَیْکُمْ فیما تَراضَیْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَریضَةِ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلیماً حَکیماً

پس هر گاه از جنس مونث بهره جنسی بردید ، واجب است اجر آنها را بپردازید. و گناهى بر شما نیست در آنچه بعد از تعیین اجر واجب ، با یکدیگر توافق کردهاید. (بعداً مىتوانید با توافق، آن را کم یا زیاد کنید.) خداوند، دانا و حکیم است. (24)

توضیح مختصر در مورد آیه 24 سوره نساء:

از آنجایی که بعد از استفاده جنسی در عقد دائم ،قطعا پرداخت اجر واجب نیست بنابرین این آیه سخن از نوع دیگری از ازدواج را مطرح میکند که به آن ازدواج موقت یا محدود گفته میشود و مرد باید بعد از اتمام دوره بهره مندی اجر خانم را به او پرداخت کند.

 

اثبات موافقت روایات فوق با آیه 24 سوره نساء:

ضمیر (هن ) در ادبیات عرب برای اشاره به جنس مونث وضع شده است .

وباید دقت داشت که جنس مونث هم شامل دختران باکره وهم شامل زنان میباشد بنابرین برای ارجاع ضمیر به این دو دسته باید از ضمیر ( هن ) استفاده کرد .

البته زنان ممکن است دارای شوهر باشند یا در عده یک شوهر دیگر باشند که طبق آیات قرآن از جمله خود همین آیه ازدواج با آنها حرام است .

 

( با زنانی که پدرانتان با آنها ازدواج کرده اند ازدواج نکنید ( در ادامه به بیان سایر موراد پرداخته شده و بیان شده که ) حرام شده است بر شما، مادرانتان، و دختران، و خواهران، و ...و زنان شوهر دار .

و حلال شد بر شما ( به قرینه دو آیه قبل منظور حلال شدن ازدواج است )

غیر از این مواردی که نام برده شد ،

که اموالتان را بدهید در حالی که در حصن ازدواج قرار گرفته اید و زنا نمیکنید

پس هر گاه از جنس مونث بهره جنسی بردید ، واجب است اجر آنها را بپردازید. و گناهى بر شما نیست در آنچه بعد از تعیین اجر واجب ، با یکدیگر توافق کردهاید. (بعداً مىتوانید با توافق، آن را کم یا زیاد کنید.) خداوند، دانا و حکیم است. (24)

النساء : 22 وَ لا تَنْكِحُوا ما نَكَحَ آباؤُكُمْ مِنَ النِّساءِ ....النساء : 23 حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهاتُكُمْ وَ بَناتُكُمْ وَ أَخَواتُكُمْ وَ ..... النساء : 24 وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ النِّساءِ إِلاَّ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ كِتابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ أُحِلَّ لَكُمْ ما وَراءَ ذلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوالِكُمْ مُحْصِنينَ غَيْرَ مُسافِحينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَريضَةً وَ لا جُناحَ عَلَيْكُمْ فيما تَراضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ الْفَريضَةِ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَليماً حَكيماً)

 

 

همانگونه که مشاهده کردید این آیه شریفه نسبت به ازدواج موقت با دختر باکره مطلق و آزاد از قید اجازه پدر میباشد چرا که عموم ضمیر ( هن شامل دختران نیز میشود

ولی باید دقت داشت که از بین بردن بکارت دختران در عقد موقت و بدون اذن پدر دختر مورد نهی روایات اهل بیت علیهم السلام قرار گرفته است و بیان شده است که این کار ممکن است موجب بی آبرویی دختر و خانواده او بشود .

 

 عامه به روش های مختلفی این آیه شریفه را از مفاد مطرح شده دور میکنند که در پست زیر به این شبهه پاسخ داده شده است

 ارائه بحث به طور دقیق در این پست ( اثبات ازدواج موقت در قرآن (پاسخی به اهل تسنن) )

شرایط ازدواج موقت و نحوه خواندن عقد در همین وبلاگ به نمایش در آمده است

 

منبع روایات

______

1) من لایحضرهالفقیه 3 466 باب المتعة ..... ص : 458

4611- وَ رَوَى عَلِیُّ بْنُ أَسْبَاطٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُذَافِرٍ عَمَّنْ ذَکَرَهُ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ التَّمَتُّعِ بِالْأَبْکَارِ قَالَ هَلْ جُعِلَ ذَلِکَ إِلَّا لَهُنَّ فَلْیَسْتَتِرْنَ مِنْهُ وَ لْیَسْتَعْفِفْنَ

2) تهذیبالأحکام 7 254 24- باب تفصیل أحکام النکاح ..... ص

[ ] [ ] [ ]
به گزارش افکارنیوز، در رابطه با مسایل و موضوعات مربوط به ازدواج استفتایی از مراجع عظام تقلید داشته است. در همین راستا پاسخ آیت الله ناصر مکارم شیرازی از مراجع عظام تقلید نیز به نظر مخاطبان می رسد.

متن سوالات استفتاء شده و پاسخ معظم له به شرح ذیل است.
سوالات استفتاء شده:

۱- آیا مرد مسلمان قبل از ازدواج باید از دین زنی که می خواهد با او ازدواج کند، تحقیق کرده و مطلع شود؟
۲- آیا در ازدواج موقت یا دایم تحقیق از این که زن عده شرعی خود را نگاه داشته است ، ضرورت دارد؟
۳- با توجه به احادیث موجود در رابطه با نهی افراد متاهل از ازدواج موقت، از جمله فرمایش امام کاظم(ع) که فرموده اند متعه برای کسی حلال است که خداوند قدرت گرفتن زوجه دایمی را به او نداده است تا با اختیار متعه عفت و آبروی خود را نگه دارد، لطفا نظر خود را در رابطه با حکم اخلاقی و شرعی مرد متاهلی که بدون عذر و برای لذت مبادرت به متعه نماید، بفرمایید.


پاسخ معظم له:
بسمه تعالی
جواب۱- لازم است مگر این که در یک کشور اسلامی بخواهد ازدواج کند که ظاهر حال، مسلمان بودن فرد است.
جواب۲- در صورتی که زن بگوید فعلا بی مانع هستم و مانع نکاح را می داند قول او پذیرفته است.
جواب۳- ما فتوا داده ایم ازدواج موقت تنها کسانی از آن استفاده کنند که متاهل نیستند و یا ضرورت مهمی بر آنها دارد.
همیشه موفق باشید.
۳۱/۶/۹۲
ناصر مکارم الشیرازی

[ ] [ ] [ ]
ثبت ازدواج موقت به وسیله عاقدین غیرقانونی

نایب رئیس کانون سردفتران ازدواج و طلاق گفت: متأسفانه عاقدینی اقدام به خواندن خطبه غیرقانونی ازدواج موقت می‌کنند که کارشان درست نیست چرا که اگر خانمی بخواهد بر اساس گواهی آنها شکایتی کند، دستش به جایی بند نیست.

به گزارش فارس، علی مظفری نایب رئیس کانون سردفتران ازدواج و طلاق در نشست خبری خود با اشاره به وجود 3 هزار و 107 دفترخانه ثبت ازدواج در کشور گفت: از این تعداد 560 تعداد در استان تهران فعالیت می‌کنند.
 
وی با بیان اینکه، دفاتر ازدواج از دفاتر طلاق جدا هستند گفت: یکی از شروط تأسیس دفتر ثبت طلاق این است که فرد مجوز دفتر ازدواج نیز داشته باشد، بنابراین در تهران تنها 150 دفترخانه ثبت طلاق وجود دارد.
 
مظفری تخلف عمده سردفتران ازدواج و طلاق را اداره دفتر به وسیله کس دیگری عنوان کرد و گفت: این امر موجب می‌شود تا کارهای غیرقانونی و ثبت غیرقانونی ازدواج و طلاق در این گونه دفاتر رواج پیدا کند.
 
نایب رئیس کانون سردفتران ازدواج و طلاق در مورد ثبت ازدواج موقت در دفاتر ثبت ازدواج و طلاق گفت: متأسفانه اکنون بسیاری از افراد مایل نیستند تا ازدواج موقت آنها ثبت شود و شیوه‌ای را انتخاب می‌کنند تا کسی متوجه ازدواج موقت آنها نشوند.
 
وی ادامه داد: در این راستا عاقدینی هستند که خارج از دفترخانه اقدام به ثبت غیرقانونی ازدواج موقت می‌کنند و برای این کار نیز گواهی صادر می‌کنند.
 
مظفری تأکید کرد: این گواهی از لحاظ قانونی فاقد ارزش است و خانم‌هایی که این گواهی را داشته باشند دستشان به جایی بند نیست.
 
وی همچنین از تفاوت قائل شدن قانون میان دفاتر ثبت اسناد رسمی و ازدواج و طلاق خبر داد و گفت: دفترداران دفاتر اسناد رسمی بیمه، بازنشستگی و از کارافتادگی دارند که دفترداران ازدواج و طلاق هیچ کدام از این حقوق را برخوردار نیستند.
 
مظفری گفت: حتی دفترداران اسناد رسمی می‌توانند امتیاز دفتر خود را به فروش برسانند اما دفاتر ازدواج و طلاق این گونه نیست.
 
وی خطاب به نمایندگان مجلس گفت: از آنها تقاضا داریم یا ما را زیرمجموعه اسناد رسمی کنند و یا امتیازات آنها را نیز به ما بدهند.
 
نایب رئیس کانون سردفتران ازدواج و طلاق در پایان تأکید کرد: با توجه به درآمد پایین دفترخانه‌ها و تعرفه کم ثبت ازدواج و طلاق دفترخانه‌هایی با سوءاستفاده و استفاده از دلال اقدام به ثبت 200 مورد طلاق در ماه می‌کنند تا درآمدشان بالا رود، در حالی که تعداد ازدواج‌های ثبت شده توسط آنها در ماه به 2 عدد نیز نمی‌رسد.
[ ] [ ] [ ]


    اگر بخواهیم عقد موقت خود را با همسرمان تمدید کنیم، عقد جدید نیاز است؟! آیا برای عقد جدید با همان همسر باز هم عدّه لازم است؟!
        در صورتی که دو نفر از هم جدا شدند (یا مدتشان تمام شد)، اگر بخواهند دوباره با هم ازدواج کنند:
        چنانچه آن زن بعد از جدائی با فرد سومی ازدواج کرده و رابطه داشته که باید عدّه نگه دارد.
        اما اگر با همان مرد میخواهد مجددا عقد(موقت/دائم) کند، عدّه ندارد به شرطی‌که:
        الف) چنانچه عقد قبلی‌شان موقت بوده، مدتش تمام یا بخشیده شده باشد
        ب) اگر عقد قبلی‌شان دائم بود و طلاق گرفته‌اند، در عدّه رجعی نباشد چون وقتی زن در عدّه رجعی است، هنوز هم همسرحقیقی یا همسرحکمی آن مرد است و این میشود ازدواج مجدد با کسی که در حال حاضر هم همسر اوست!
        چیزی به نام تمدید در ازدواج موقت نداریم.
        پس از اتمام یا بخشیده شدن مدت عقد موقت، همانطور که در بند قبل گفتیم، عدّه لازم نیست و میتوان مجددا عقد موقت دیگری با مدت مورد توافق خواند.
        بنابراین، خواندن عقد مجدد در زمانی که هنوز مدت عقد فعلی تمام نشده، باطل است. مثلا اگر مردی زنی را بمدت یک‌سال به عقد موقت خود درآورد، صحیح نیست که روز بعد بگوید:
            برای ده سال تمدیدش کنیم!
            خطبه دیگری بخوانیم برای زمان اتمام عقد فعلی به مدت 9 سال!
            (البته قبلا هم گفته شد که زمان شروع زوجیت، از لحظه اتمام خطبه است و نمیتواند زمانی در آینده باشد)
    آیا ازدواج با زنی که در عدّه دیگری است صحیح است؟
    خیر. این ازدواج حرام (و باطل) است.
        اگر یکی از زوجین بداند که «زن در عدّه است و ازدواج در عده حرام است»، زن و مرد بر هم حرام ابدی میشوند (هرگز نمیتوانند با هم ازدواج کنند)
        اما اگر ندانند که او در عدّه است یا ندانند که ازدواج در عدّه حرام است، اگر دخول(ولو از دبر) صورت نگرفته باشد، پس از اتمام عدّه میتوانند با هم ازدواج کنند و الا بر هم حرام ابد میشوند.
        نکته1: این در مورد ازدواج (موقت/دائم) با زنی بود که در عدّه دیگری است. اگر مردی با زنی که در عدّه‌ی غیررجعی (مثل:متعه/وفات/وطی‌به‌شبهه/بائن) بود، نعوذ بالله «زنا» کند یا وطی به شبهه (بغیر ایقاع عقد مثلا در تاریکی اشتباها...!) در این‌صورت حرمت ابدی واقع نمی‌شود.
        نکته2: اگر زنی مجرد شد! اما قبل از شروع عدّه‌اش با فرد دیگری ازدواج کرد عقد جدیدش باطل است
        اما آیا علاوه بر بطلان عقد جدید، بر شوهر جدید هم حرام ابدی میشود؟ (چون گفتیم که اگر دخولی در کار باشد یا علم به مساله داشته باشد و در زمان عدّه با زنی ازدواج کند به او حرام ابدی میشود)
        پاسخ این مساله محل اختلاف است و آقای سیستانی فتوا به عدم حرمت ابدی این دو نفر دارند و میتوانند بعد از اتمام عدّه با هم ازدواج کنند.
    اگر زنی ادعا کرد که عدّه‌اش تمام شده و مانعی برای عقد موقت/دائم ندارد، میتوان با او ازدواج کرد؟!
    این سوال را خیلی از خوانندگان می‌پرسند و علت آن را هم ناشناس و غیرقابل‌اعتماد بودن آن زن میدانند.
    بدلیل عمومی بودن این سوال، پاسخ آن را از زبان چند مرجع مینگارم:
        مرحومین {سیدالخوئی، فاضل‌لنکرانی، میرزاجواد تبریزی، بهجت، گلپایگانی‌سید، گلپایگانی‌صافی، اراکی، منتظری} و روحانی،: اگر زن بگوید عدّه‌ام تمام شده از او قبول می‌شود به دو شرط:
            مورد تهمت نباشد
            از زمان جدائی از شوهر قبلی یا فوت او، بقدری گذشته باشد که تمام شدن عده در آن مدت ممکن باشد.
        سید علی سیستانی: اگر زن بگوید عدّه‌ام تمام شده از او قبول می‌شود در صورتی که مورد تهمت نباشد. اگر مورد تهمت بود «بنابراحتیاط واجب» از او قبول نمی‌شود.
        (البته به نظرم شرط دوم آقای فاضل یک مصداق از شرط کلی اول است که مورد دوم به عنوان مثال در رساله آقای سیستانی اشاره شده)
        شیخ حسین وحید خراسانی: در رساله فارسی ایشان تنها به شرط دوم (از دو شرطی که در بالا آمد) اشاره شده.
        اگر زن ادعائی نکرد (که در عدّه هستم یا نیستم) آیا پرسش از وی و تفحص لازم است؟!
        آقای سیستانی و مرحوم تبریزی نظرشان این است که: اگر شک داشته باشد که زن در عدّه است یا خیر، حکم به «در عدّه نبودن او» می‌شود.

[ ] [ ] [ ]
آيت الله بهجت:

527. ازدواج موقّت از نظر اسلام چه حكمى دارد؟

ج. جايز، بلكه مستحبّ است.

528. آيا براى مردى كه همسر دايم دارد، ازدواج موقّت جايز است؟

ج. جايز است.

529. اگر پدر تا بيست يا سى سال دختر خود را تزويج نكند و دختر هم بخواهد با كفو شرعى خود صيغه كند، آيا اذن پدر لازم است يا خير؟

ج. با فرض آن كه دختر رشيده و عاقله است و زوجى را كه براى خود در نظر گرفته كفو او مى  باشد و با اجتماع تمام شرايط، پدر از اذن امتناع نمايد، اعتبار اذن پدر ساقط مى  شود و در هر حال رعايت احترام پدر و استيذان از او بشود خصوصا در عقد انقطاعى، واللّه  العالم.

530. آيا دختر باكره  اى را كه بالغ و عاقل و رشيده است، بى  اذن پدر او مى  توان متعه كرد؟

ج. بنابر احتياط، تكليفا بايد از پدر يا جدّ پدرى خود اجازه بگيرد، چون تكوينا مفسده دارد

572. آيا مرد مسلمانى كه همسر مسلمان دارد، مى  تواند زن اهل كتاب را به عقد موقّت خود درآورد؟

ج. مى  تواند با آنان به صورت عقد موقت ازدواج كند.

                                          

 آيت الله سيستاني: 
سؤال :آيا مرد مى تواند در مسافرت بدون اجازه زن دايم خود زنى را صيغه نمايد؟
جواب :مى تواند زن مسلمان را متعه نمايد.


سؤال :اگر دختر و پسرى بخواهند با هم ازدواج کنند ولى براى شناخت و آشنايي بخواهند قبل از ازدواج دائم ازدواج موقتى داشته باشند ولى پدر دختر بدليل فرهنگ غلط جامعه اجازه ندهد آيا دختر و پسر مى توانند بدون اذن پدر دختر به عقد موقت يکديگر در ايند ؟

جواب :جايز نيست و عقد باطل است .


سؤال :آيا مى شود با يك دختر ازدواج موقت كرد و اگر با يك دختر در مكان خلوت باشيم و احتمال گناه برود آيا مى شود بدون اجازه والد دختر او را صيغه كرد؟

جواب :اذن پدر حتى در فرض سوال لازم است .


سؤال :بدليل مسافرتهاى خارجى متعدد اضطراب از به گناه افتادن دارم آيا مى توانم بدون اذن همسرم در مسافرتها ازدواج موقت با اهل كتاب بكنم؟

جواب :جايز نيست مگر آنکه مسلمان شود .

                              

 آيت الله وحيد خراساني: 

سوال 357 : آیا ازدواج موقت با فاحشه جایز است ؟
جواب: احتياط واجب آن است كه ازازدواج با زني كه زنا دادن او علني است خودداري شود مگر بعد از معلوم شدن توبه آن زن،واحتياط واجب آن است كه اگر كسي که با او زنا كرده بعد از توبه آن زن ، بخواهد با او عقد كند صبر كند تا آن زن حيض ببيند بعد اورا عقد كند و اگر كسي ديگر بخواهد آن زن را بعد از توبه او عقد كند احتياط مستحب ( بهتر ) اينست كه صبر كند تا آن زن حيض ببيند بعد او را عقد كند .


سوال 362 : آیا ازدواج با اهل کتاب جایز است؟
جواب: ازدواج موقت با زنهای اهل کتاب یعنی یهود و نصاری مانعی ندارد و بنابر احتیاط مستحب ازدواج دائم با آنها ننمایند، البته در صورتی که این شخص قبلاً با زن مسلمانی ازدواج کرده باشد، صحت ازدواج دائم یا موقت با زنان اهل کتاب مشروط به اجازه زن مسلمان است.

سوال 356 : آیا ازدواج دائم یا موقت با دختری که بکارتش زائل شده بدون اجازه پدر جایز است؟
جواب: اگر بکارتش به واسطه کاری غیر وطی زائل شده (مثل پریدن از بلندی) به منزله باکره بوده و بنابر احتیاط واجب اذن پدر یا جدّ پدری در صحت عقد لازم است، ولی اگر بکارت او در اثر ازدواج یا وطی به شبهه یا زنا زائل شده اذن ولی لازم نیست.


                       


 آيت الله مکارم شيرازي:   

آیا براى مردى که همسر دائم دارد ازدواج موقّت جایز است؟ (حکم مسأله را در صورتى که همسر دوّم در همان محل زندگى همسر دائم یا در محل دیگرى زندگى کند بیان فرمایید).
اشکالى ندارد، لکن فقط در صورت ضرورت این کار را بکند.
خانمی که صیغه شده، چه مدت و به چه طریق می تواند دوباره ازدواج کند؟
بعد از اتمام صیغه (و یا بخشش بقیه مدت توسط شوهر) باید دو دوره ایام عدّه نگه دارد و سپس ازدواج نماید.

                 

 آيت الله نوري همداني:    

س:مردي همسر دائم نداشته ولي با زني صيغة مؤقت خوانده و آن زن همسر موقت وي بوده است حال سئوال اينست كه اگر اين مرد با زن ديگري مرتكب زنا شود ايا زنا محصنه است و احصان در مرد محقق است يا خير؟

ج: در فرض سئوال كه مرد جز زن صيغه‌اي همسر دائمي نداشته احصان از ناحية مرد محقق نيست.

                        


 آيت الله صافي گلپايگاني:

س. آيا اذن پدر دختر در ازدواج موقت دختر باكره لازم است؟ اگر دختر رشيده باشد چطور؟
ج. به نظر اينجانب بنابر احتياط واجب، اذن پدر يا جد پدري در ازدواج دختر باكره لازم است و چون مسأله بنابراحتياط است، رجوع به مجتهد ديگري كه اذن را لازم نمي‌داند، با رعايت الاعلم فالاعلم جايز است.‌والله العالم

س. دختري كه بر اثر كارهاي ورزشي و يا زنا و ... بكارتش را از دست داده است، آيا در ازدواج به اذن پدر يا جد پدري نياز دارد؟
ج. دختري كه بكارتش از طريق زنا و يا اموري غير از ازدواج شرعي زائل شده، بنابر احتياط واجب بايد ازدواجش با اذن پدر يا جد پدري باشد.والله العالم

 س. ازدواج موقت با كفار، چه صورتي دارد؟
ج. ازدواج مرد مسلمان با زن كافر غير اهل كتاب، حرام و باطل است؛ بلي، مرد مسلمان مي‎تواند با كافر اهل كتاب ـ يهودي، مسيحي و زرتشتي ـ ازدواج موقت نمايد.والله العالم

س. دختري كه پدرش فوت كرده و جد پدري هم ندارد. آيا در ازدواج موقت نياز به اذن كسي دارد؟
ج. اگر دختر باكره‌اي، پدر يا جد پدري ندارد، جز اجازه و رضايت خود دختر بالغه رشيده اجازه ديگري لازم نيست.والله العالم

[ ] [ ] [ ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

متعه ، ازدواج موقت
امکانات وب